بررسی هموارسازی سود در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار، با استفاده از مدل ایکل (مطالعۀ موردی بورس اوراق بهادار تهران)

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات

2 دانشجو دکتری اقتصاددانشگاه آزادواحد علوم تحقیقات

3 کارشناس ارشد مدیریت مالی دانشگاه شاهد

چکیده

سرمایه‌گذاران، استفاده‌کنندگان و تحلیل‌گران مالی علاقه‌مندند اطلاعات بیشتری دربارۀ هموارسازی سود در شرکت‌های سرمایه‌پذیر کسب کنند. یکی از تکنیک‌های حسابداری که به‌تازگی در شرکت‌ها استفاده می‌شود، هموارسازی سود[1] به‌عنوان یکی از الگوهای مدیریت سود است. این امر، توجه زیادی را در ادبیات حسابداری به خود جلب کرده است و نشان‌دهندۀ یک عمل آگاهانه ازسوی مدیریت برای کاهش نوسانات است. در این راستا، سعی کرده‌ایم هموارسازی سود را در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار، بررسی و آن را با موارد مشابه هموارسازی در سال‌های قبل مقایسه کنیم و ببینیم که شرکت‌ها تا چه حد از هموارسازی سود استفاده کرده‌اند. بنابراین، کوشیده‌ایم در یک بازۀ زمانی 9ساله(1388-1380)، هموارسازی را بررسی کنیم. برای این منظور، با استفاده از فرمول نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، 132 شرکت از شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران به‌عنوان نمونه انتخاب شد.
برای بیبشترکردن شباهت نمونۀ انتخابی به جامعه، ابتدا شرکت‌های جامعه به گروه‌هایی براساس طبقه‌بندی سازمان بورس اوراق بهادار طبقه‌بندی شد؛ آنگاه به نسبت شرکت‌های موجود در هرگروه، اعضای نمونه از گروه‌های مختلف انتخاب شدند. برای تفکیک شرکت‌های هموارساز و غیرهموارساز، از مدل ایکل(ضریب پراکندگی تغییرات دوره‌ای سود به فروش) استفاده شد. برای این منظور، ما هموارسازی را در هر سه سطح سود خالص، سود عملیاتی و سود ناخالص بررسی کردیم و شرکت‌هایی را که حداقل در یکی از سطوح سود مورد نظر، اقدام به هموارسازی کرده‌اند، به‌عنوان هموارساز سود معرفی، و با نتایج قبلی مقایسه کردیم که بر این اساس، از بین شرکت‌های عضو نمونه، تعداد شرکت‌های هموارساز 78 و تعداد شرکت‌های غیرهموارساز، 54 مورد بود که نسبت به پژوهشِ قبلی، افزایش اندکی را نشان می‌دهد. نتیجه اینکه به‌تازگی به پدیدۀ هموارسازی سود در هر سه سطح توجه می‌شود.

کلیدواژه‌ها